4 , آذر , 1400

    ریشه در خاک «فریدون مشیری» من اینجا ریشه در خاکم

    ریشه در خاک : فریدون مشیری (ریشه در خاک) تو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کوچ خواهی کرد و…
    8 , آذر , 1400

    مرگ دیگر «هوشنگ ابتهاج» مرگ در هر حالتی تلخ است

    مرگ دیگر : هوشنگ ابتهاج (تاسیان) مرگ در هر حالتی تلخ است اما من دوست تر دارم که چون از…
    3 , آذر , 1400

    با قلم می گویم: ای همزاد، ای همراه «فریدون مشیری» با قلم …

    با قلم … : فریدون مشیری (آواز آن پرنده غمگین) با قلم می گویم: ــ ای همزاد، ای همراه، ای…
    8 , آذر , 1400

    میراث «هوشنگ ابتهاج» پدر جان در دل تنگت چه ابری بود

    میراث : هوشنگ ابتهاج (تاسیان) پدر جان در دل ِ تنگت چه ابری بود که من چندان که می گریم…
    8 , آذر , 1400

    آواز غم «هوشنگ ابتهاج» در من کسی پیوسته می گرید

    آواز غم : هوشنگ ابتهاج (تاسیان) در من کسی پیوسته می گرید این من که از گهواره با من بود…
    24 , مهر , 1400

    فقر «احمد شاملو» از رنجی خسته‌ام که از آن من نیست

    فقر : احمد شاملو (باغ آینه) از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست بر خاکی نشسته‌ام که از آنِ…
    26 , مهر , 1400

    در آستانه «احمد شاملو» باید استاد و فرود آمد

    در آستانه : احمد شاملو (در آستانه) باید اِستاد و فرود آمد بر آستانِ دری که کوبه ندارد، چرا که…
    4 , آذر , 1400

    گفت : دانایی که : گرگی خیره سر «فریدون مشیری»

    گرگ : فریدون مشیری (از دیار آتشی) گفت : دانایی که : گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر…
    19 , آذر , 1400

    غزل شمارهٔ ۶۱ – بازار شوق «شهریار» (گزیده غزلیات)

    غزل شمارهٔ ۶۱ – بازار شوق : شهریار (گزیده غزلیات) یاد آن که جز به روی منش دیده وانبود وان…
    19 , آذر , 1400

    غزل شمارهٔ ۶۲ – او بود و او نبود «شهریار» (گزیده غزلیات)

    غزل شمارهٔ ۶۲ – او بود و او نبود : شهریار (گزیده غزلیات) اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود…
      8 , آذر , 1400

      مرگ دیگر «هوشنگ ابتهاج» مرگ در هر حالتی تلخ است

      مرگ دیگر : هوشنگ ابتهاج (تاسیان) مرگ در هر حالتی تلخ است اما من دوست تر دارم که چون از…
      8 , آذر , 1400

      میراث «هوشنگ ابتهاج» پدر جان در دل تنگت چه ابری بود

      میراث : هوشنگ ابتهاج (تاسیان) پدر جان در دل ِ تنگت چه ابری بود که من چندان که می گریم…
      8 , آذر , 1400

      آواز غم «هوشنگ ابتهاج» در من کسی پیوسته می گرید

      آواز غم : هوشنگ ابتهاج (تاسیان) در من کسی پیوسته می گرید این من که از گهواره با من بود…
      8 , آذر , 1400

      بوسه «هوشنگ ابتهاج» گفتمش

      بوسه : هوشنگ ابتهاج (تاسیان) گفتمش : – ” شیرین ترین آواز چیست ؟ “ چشم ِ غمگینش به رویم…
      8 , آذر , 1400

      گریز «هوشنگ ابتهاج» از هم گریختیم

      گریز : هوشنگ ابتهاج (تاسیان) از هم گریختیم وان نازنین پیاله ی دلخواه را ، دریغ بر خاک ریختیم جان…
      8 , آذر , 1400

      سروستان «هوشنگ ابتهاج» ساحت گور تو سروستان شد

      سروستان : هوشنگ ابتهاج (تاسیان) ساحت ِ گور ِ تو سروستان شد ای عزیز ِ دل ِ من تو کدامین…
      8 , آذر , 1400

      طرح «هوشنگ ابتهاج» گلوی مرغ سحر را بریده اند و

      طرح : هوشنگ ابتهاج (تاسیان) گلوی مرغ ِ سحر را بریده اند و هنوز در این شط ِ شفق آواز…
      8 , آذر , 1400

      گریه «هوشنگ ابتهاج» سایه ها زیر درختان در غروب سبز می گریند

      گریه : هوشنگ ابتهاج (چند برگ از یلدا) سایه ها زیر درختان در غروب سبز می گریند شاخه ها چشم…
      8 , آذر , 1400

      آه آیینه «هوشنگ ابتهاج» او را ز گیسوان بلندش شناختند

      آه آیینه : هوشنگ ابتهاج (اهی و آهی) او را ز گیسوان بلندش شناختند ای خاک این همان تن پاک…
      11 , آذر , 1400

      درد گنگ «هوشنگ ابتهاج» نمی دانم چه می خواهم بگویم

      درد گنگ : هوشنگ ابتهاج (سراب) نمی دانم چه می خواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته ست در تنگ…
      8 , آذر , 1400

      سراب «هوشنگ ابتهاج»

      سراب : هوشنگ ابتهاج (تاسیان) عمری به سر دویدم در جست و جوی یار : جز دسترس به وصل ِ…
      8 , آذر , 1400

      صبوحی «هوشنگ ابتهاج» برداشت آسمان را

      صبوحی : هوشنگ ابتهاج (تاسیان) برداشت آسمان را چون کاسه ای کبود و صبح ِ سرخ را لاجرعه سر کشید…
        23 , مهر , 1400

        غزل «فروغ فرخزاد، تولدی دیگر» چون سنگها صدای مرا گوش می کنی

        غزل : فروغ فرخزاد (تولدی دیگر) چون سنگها صدای مرا گوش می کنی سنگی و ناشنیده فراموش می کنی رگبار…
        23 , مهر , 1400

        گناه «فروغ فرخزاد، دیوار» گنه کردم گناهی پر ز لذت

        گناه : فروغ فرخزاد (دیوار) گنه کردم گناهی پر ز لذت کنار پیکری لرزان و مدهوش خداوندا چه می دانم…
        23 , مهر , 1400

        عصیان خدا «فروغ فرخزاد» گر خدا بودم ملائک را شبی فریاد می کردم

        عصیان ِ خدا : فروغ فرخزاد (عصیان) گر خدا بودم ملائک را شبی فریاد می کردم سکهٔ خورشید را در…
        23 , مهر , 1400

        مرداب «فروغ فرخزاد، تولدی دیگر» شب سیاهی کرد و بیماری گرفت

        مرداب : فروغ فرخزاد (تولدی دیگر) شب سیاهی کرد و بیماری گرفت دیده را طغیان بیداری گرفت دیده از دیدن…
        23 , مهر , 1400

        پرنده مردنی است «فروغ فرخزاد» دلم گرفته است

        پرنده مردنی است : فروغ فرخزاد (ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد) دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان…
        23 , مهر , 1400

        هدیه «فروغ فرخزاد، تولدی دیگر» من از نهایت شب حرف می زنم

        هدیه : فروغ فرخزاد (تولدی دیگر) من از نهایت شب حرف می زنم من از نهایت تاریکی و از نهایت…
          22 , مهر , 1400

          روشن شب «سهراب سپهری، مرگ رنگ» روشن است آتش درون شب

          روشن شب : سهراب سپهری (مرگ رنگ) روشن است آتش درون شب وز پس دودش طرحی از ویرانه های دور.…
          22 , مهر , 1400

          غربت سهراب سپهری (حجم سبز) ماه بالای سر آبادی است ،

          غربت سهراب سپهری (حجم سبز) ماه بالای سر آبادی است ، اهل آبادی در خواب. روی این مهتابی ، خشت…
          22 , مهر , 1400

          رو به غروب «سهراب سپهری، مرگ رنگ» ریخته سرخ غروب

          رو به غروب : سهراب سپهری (مرگ رنگ) ریخته سرخ غروب جابجا بر سر سنگ. کوه خاموش است. می خروشد…
          22 , مهر , 1400

          در قیر شب «سهراب سپهری، مرگ رنگ» دیرگاهی است که در این تنهایی

          در قیر شب : سهراب سپهری (مرگ رنگ) دیرگاهی است که در این تنهایی رنگ خاموشی در طرح لب است…
          22 , مهر , 1400

          و (سهراب سپهری، شرق اندوه) آری ، ما غنچه یک خوابیم.

          و : سهراب سپهری (شرق اندوه) آری ، ما غنچه یک خوابیم. – غنچه خواب ؟ آیا می شکفیم ؟…
          21 , مهر , 1400

          تارا سهراب سپهری (آوار آفتاب) از تارم فرود آمدم ، کنار برکه رسیدم.

          تارا سهراب سپهری (آوار آفتاب) از تارم فرود آمدم ، کنار برکه رسیدم. ستاره ای در خواب طلایی ماهیان افتاد.رشته…
            13 , آذر , 1400

            رباعی «اخوان ثالث» خشکید و کویر لوت شد دریامان

            رباعی : مهدی اخوان ثالث (از این اوستا) خشکید و کویر لوت شد دریامان امروز بد و بدتر از آن…
            13 , آذر , 1400

            بی دل «مهدی اخوان ثالث» آری، تو آنکه دل طلبد آنی

            بی دل : مهدی اخوان ثالث (آخر شاهنامه) آری، تو آنکه دل طلبد آنی اما افسوس دیری ست کان کبوتر…
            13 , آذر , 1400

            درین همسایه ۱ «اخوان ثالث» شب، امشب نیز

            درین همسایه ۱ : مهدی اخوان ثالث (در حیاط کوچک پاییز، در زندان) شب، امشب نیز – شب افسردهٔ زندان…
            13 , آذر , 1400

            غزل ۳ «مهدی اخوان ثالث» ای تکیه گاه و پناه

            غزل ۳ : مهدی اخوان ثالث (آخر شاهنامه) ای تکیه گاه و پناه زیباترین لحظه‌های پر عصمت و پر شکوه…
            13 , آذر , 1400

            اندوه «اخوان ثالث» نه چراغ چشم گرگی پیر

            اندوه : مهدی اخوان ثالث (زمستان) نه چراغ چشم گرگی پیر نه نفس‌های غریب کاروانی خسته و گمراه مانده دشت…
            13 , آذر , 1400

            گل «مهدی اخوان ثالث» همان رنگ و همان روی

            گل : مهدی اخوان ثالث (آخر شاهنامه) همان رنگ و همان روی همان برگ و همان بار همان خندهٔ خاموش…
            دکمه بازگشت به بالا