شعر
- کتاب و ادبیات
گفت : دانایی که : گرگی خیره سر «فریدون مشیری»
گرگ : فریدون مشیری (از دیار آتشی) گفت : دانایی که : گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!…
- کتاب و ادبیات
ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق «فریدون مشیری» زهر شیرین
زهر شیرین : فریدون مشیری (ابر و کوچه) ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش تر از اینت…
- کتاب و ادبیات
بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود! «فریدون مشیری» یک لحظه آرامش …
یک لحظه آرامش … : فریدون مشیری (آواز آن پرنده غمگین) بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود! در حریم…
- کتاب و ادبیات
با قلم می گویم: ای همزاد، ای همراه «فریدون مشیری» با قلم …
با قلم … : فریدون مشیری (آواز آن پرنده غمگین) با قلم می گویم: ــ ای همزاد، ای همراه، ای…
- کتاب و ادبیات
شبانه «احمد شاملو» شانهات مجابم میکند
شبانه : احمد شاملو (دشنه در دیس) شانهات مُجابم میکند در بستری که عشق تشنگیست زلالِ شانههایت همچنانم عطش میدهد در…
- کتاب و ادبیات
در آستانه «احمد شاملو» باید استاد و فرود آمد
در آستانه : احمد شاملو (در آستانه) باید اِستاد و فرود آمد بر آستانِ دری که کوبه ندارد، چرا که…
- کتاب و ادبیات
فقر «احمد شاملو» از رنجی خستهام که از آن من نیست
فقر : احمد شاملو (باغ آینه) از رنجی خستهام که از آنِ من نیست بر خاکی نشستهام که از آنِ…
- کتاب و ادبیات
شبانه «احمد شاملو» اگر که بیهده زیباست شب
شبانه : احمد شاملو (ابراهیم در آتش) اگر که بیهده زیباست شب برای چه زیباست شب برای که زیباست؟ ــ…
- کتاب و ادبیات
نشانه «احمد شاملو» شغالی گر ماه بلند را دشنام گفت
نشانه : احمد شاملو (ابراهیم در آتش) شغالی گَر ماهِ بلند را دشنام گفت ــ پیرانِشان مگر نجات از بیماری…
- کتاب و ادبیات
آیدا در آینه «احمد شاملو» لبانت به ظرافت شعر
آیدا در آینه : احمد شاملو (آیدا در آینه) لبانت به ظرافتِ شعر شهوانیترینِ بوسهها را به شرمی چنان مبدل…