شعر و ادب

چشمه عشق «حمید مصدق» زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم

چشمه عشق : حمید مصدق (سالهای صبوری)

زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم

دل دادم و شعر عشق انشا کردم

نی نی غلطم کجا سرودم شعری

تو شعر سرودی و من امضا کردم

خوب یا بد تو مرا ساخته ای
تو مرا صیقلی کرده و پرداخته ای

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
دکمه بازگشت به بالا