انتخاب اسم

اسم پسر با م ؛ اسم های پسرانه

اسم پسر با م

انتخاب اسم پسر شروع با حرف م

فهرست کوتاهی از اسم های پسرانه با شروع حرف م به همراه معنی : اسم پسر با حرف م با ریشه اسم های فارسی ، کردی ، پهلوی ، عبری و عربی گرد آوری شده است.

برای انتخاب اسم فرزندتان دقت کنید، اسم می تواند در شکل گیری شخصیت فرزندتان تاثیر گذار باشد. در ادامه برای انتخاب اسم پسر با حرف م ؛ با آرسینه همراه باشید.

در مطالب قبل بخشی از اسم های اصیل ایران همچنین  فهرستی از اسم های پسرانه (اسم پسر) به همراه معنی و فهرستی از اسم های دخترانه (اسم دختر) به همراه معنی را برایتان انتشار دادیم، امیدواریم برای انتخاب اسم پسر این فهرست مفید بوده باشد.

اگر فکر می کنید اسمی می تواند در فهرست زیر قرار بگیرد یا معنی اسم  آن اشتباه است در کامنت برای ما درج کنید.

اسم پسر فارسی با حرف م


مازیار : ماه ایزدیار، مازدیار، صاحبِ کوه ماز

مانی : اندیشمند

ماهان : نام پسر کیخسرو، پسر اردشیر، پسر قباد، نام یکی از شهرهای استان کرمان

ماهیار : یکی از دو وزیر دارا و از قاتلان او، که خود او هم به فرمان اسکندر کشته شد.

مزدک : از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی خردمند و آورنده آیین مزدکی

منوچهر : از نژاد و پشت منوش، منوچهر شاه اساطیری ایران

مهبد : مهبود

مهداد :  بزرگزاده

مهرآیین : دارای مهر و محبت و دوستی، دارای مهربانی، دارای آیین و روش دوستی و مهربانی.

مهراب : دارنده‌ی جلوه‌ی آفتاب و کسی که تابش مهر دارد.

مهراد : جوانمرد مِهتر و بزرگتر

مهرام : آن که ماه رام اوست؛ خوشبخت.

مهران : به معنی دارنده‌ی مهر

مهربد : محافظ یا نگهبان مهربانی و محبت؛شخصِ مهربان

مهرتاش :  روی هم به معنای هم مهر؛ با محبت و مهربان

مهرداد : داده‌ی مهر، آفریده شده‌ی مهر؛ نام چهار تن از شاهان اشکانی

مهرزاد : زاده‌ی مهر

مهرسام : پسر خونگرم و مهربان، مرکب از مهربه معنای مهربانی یا خورشید و سام به معنای آتش است.

مهرشاد : خورشاد، شادمهر، خورشید هدایت کننده

مهزاد : بزرگ زاده، شاهزاده

مهزیار : مازیار

مهنام : نشان، صورت، نشان و اثرِ ماه، دارای صورت و ظاهر ماه

مهیاد : تداعیگر مِهتری و بزرگی؛ مِهتر و بزرگتر

مهیار : ماهیار

میران : منسوب به امیر، امیرانه، شاهانه

میشا : همیشه جوان، همیشه بهار

اسم پسر اوستایی -پهلوی با حرف م


مارتیا : آدمی، انسان

میثم : میثم از ریشه واژه اوستایی مَئیثن به معنای ماندن است و میثم یعنی آنکه می‌ماند

اسم پسر کردی با حرف م


ماردین : نام یکی از شهرهای کردستان ترکیه است که در دامنه‌ی جنوبی قراجه داغ واقع است.

ماهور : تابناک

اسم پسر عبری با حرف م


مِهراس : نام پدر الیاس پیغمبر(ع)

میکائیل : مقرب، نام فرشته‌ی روزی‌ها

موسی : به معنی از آب کشیده؛ موسی ابن عمران(ع) پیغمبر معروف بنی اسرائیل

اسم پسر عربی با حرف م


مؤمن : آن که به خدا و پیغمبر ایمان دارد و اصول دینی را رعایت میکند، دیندار، متدین

مؤید : تأیید کننده

ماجد : دارای مجد و بزرگی، بزرگوار

ماکان : آنچه بوده است.

مالک : آن که صاحب مِلک یا املاکی است؛ آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد؛ از نامها و صفات خداوند

ماهد : گسترنده، گستراننده؛ نامی از نامهای باری تعالی.

ماهر : آن که در انجام کار و فن هنری استاد باشد و آن را بخوبی انجام دهد، حاذق، چیره دست

مبشر : آن که خبر خوش و مژده میدهد، نوید دهنده

مبین : روشنگر، آشکار کننده؛ آشکار، هویدا، روشن، نورانی

متین : دارای پختگی، خردمندی و وقار، دارای متانت؛ استوار، محکم؛ از نامها و صفات خداوند

مجاهد : ویژگی آن که به خاطر وصول به هدفهای غیر شخصی مانند اشاعه‌ی دین و آزادی به جنگ و مبارزه میپردازد؛ (در قدیم) کوشش و جد و جهد کننده.

مجتبی : برگزیده شده، انتخاب شده؛ لقب حسن ابن علی امام دوم شیعیان

مجدالدین : سبب عزت و بزرگی دین؛ مایه‌ی شوکت و بزرگی دین

مجیب : جواب دهنده؛ پاسخگو، اجابت کننده، روا کننده حاجت؛ از نامها و صفات خداوند

مجید : دارای قدر و مرتبه‌ی عالی، گرامی؛ از نامها و صفات خداوند

مجیر : پناه دهنده، فریادرس؛ از نامها و صفات خداوند

محب : محبت ورزنده به کسی یا به چیزی، دوست دارنده، دوستدار

محبوب : آنکه یا آنچه که مورد علاقه و توجه دیگران است، دوست داشتنی، مورد محبت، (در تصوف) خداوند

محتشم : دارای حشمت و شکوه، با حشمت؛ (به مجاز) بزرگ و توانگر و ثروتمند

محجوب : با حجب و حیا و مؤدب؛ در حجاب شده، پوشیده، پنهان

محراب : جایی از مسجد در سمت قبله که امام جماعت هنگام نماز خواندن در آنجا میایستد؛ عبادتگاه، قبله

محسن : نیکوکار، احسان کننده؛ ۲- از نامها و صفات خداوند

محمّد : ستوده، بسیار تحسین شده؛ آنکه خصال پسندیده‌اش بسیار است؛ نام پیامبر اسلام حضرت محمّد(ص)

مقصود : آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور، مقصد

مکرم : گرامی و عزیز کرده، عزیز و محترم

ممتاز : دارای امتیاز، برتر، برجسته؛ عالی، خوب، مرغوب؛ مشخص، جدا، متمایز

منال : مال، دارایی، مِلک، ثروت

منتظر : آن که در حال صبر کردن برای آمدن کسی یا انجام یافتن کاری یا روی دادنِ اتفاقی است، چشم به راه

منصور : یاری داده شده، پیروز شده، پیروز و موفق

منعم : دارای مال و نعمت بسیار، ثروتمند، توانگر؛ آن که به دیگران احسان می کند، بسیار بخشنده

منیب : بازگشت کننده به سوی حق

موحد : آن که به یگانگی خداوند ایمان دارد، یکتا پرست

موعود : وعده داده شده یا از پیش تعیین شده

مهاجر : آن که برای اقامت دائم از وطن خود به جای دیگری سفر میکند.

مهدی : هدایت شده؛ نام قائم منتظَر(ع)

مهند : ساخته شده در هندوستان به ویژه نوعی شمشیر، هندوانی، شمشیر هندی

میثاق : پیمان و عهد

میثم : پای و سپل شتر که محکم به زمین کوبیده شود؛ نام یکی از اصحاب امیرالمؤمنین علی(ع).

میعاد : محل قرار ملاقات، وعده‌گاه؛ زمان قرار ملاقات، زمان وعده

میلاد : زمان تولد؛ تولد؛ از پهلوانان ایران باستان


برای انتخاب اسم های پسرانه با حروف های دیگر به جدول زیر مراجعه و به روی حرف مد نظرتان کلیک کنید و اسم مورد نظرتان را جستجو کنید.

الفآبپتثج
چحخدذرز
ژسشصضطظ
عغفقکگل
منوهی

ارسال پاسخ

آرسینه
آرسینه جدیدترین و بروز ترین مطالب در حوزه های تغذیه, روانشناسی, پوست ومو, گردشگری, فرهنگی, سبک زندگی, تکنولوژی, تناسب اندام, رژیم غذایی, بیماری های نادر و.. آرسینه همواره سعی بر بهبود هر چه بهتر کیفیت محتوا خواهد بود.